بیست و چهارم حوت و سه شعار ماندگار وحدت ،شهادت ، پیروزی
نویسنده :
مولوی عبدالمتین كرخی
سلام بر اسلام ،سلام بر عقیده عزت و آزادگی ، بر عقیده قیام و از خود گذری ، بر مكتب شهادت و رشادت ، بر مكتب بدر و احد و حنین و كربلا...
سلام بر یو م الله 24 حوت ، بر روز تجلی سنت و اراده خدا (ج) و روز درخشش و شگوفائی عظیم ترین حماسه جاوید – در تاریخ انقلاب اسلامی ما...
سلام بر لحظات نور و فطرت ... بر لحظه لحظه تكبیر های های سرخ فامی كه گلبانگ رهائی را در میعاد گاه حوت ، در سرزمینی به وسعت همه قلب های عاشق تا اوج ملاء اعلی فریاد كشیدند ... و جاودانه ترین حماسه تاریخ ، و خروشنده ترین سرود آزادی را آفریدند...
سلام بر روزی كه در آن خورشید خونین انقلاب ، از پهنای سیلاب خون 25 هزار شهید شاهد بسوی دور دست ترین افق های وطن اسلامی مان به طلوع بر خاست، و با شتابی به سرعت نور و با شكوهی به جاودانگی عشق كران تا كران شهر و كوه و دیار كشور مان را در نوردید و پیام خونین عبای قیام را به همه سینه های عاشق ، به همه جانهای مشتاق ، به همه ارواح بزرگ و به همه ایمانهای زنده رساند.
سلام بر سیلاب عظیم راست قامتان بپا خواسته خدا جویی كه با مشعل های گداخته از نورانیت ایمان و با لوای بر خاسته از گلبن توحید ، از همه جای سر زمین خدا (ج) ، سرزمین راد پرور و مرد خیز و شهید آشنای هرات قطره قطره جمع شدند، بهم فشردند ، در یا شدند، طوفان آفریدند ، و با خروشی دشمن بر انداز ، بر تمامت هستی باطل پرستان كور دل كفر ، شوریدند و دنیای ستم ساخته خفقان زای ظلمانی آن را بر سرش به ویرانی كشیده و اردوی شب پرستان شب شمار را برای همیشه در عزای همه خوابهای موهوم صنا دید كفر ... از تره كی تا لینین و از لینین تا پطر كبیر به ماتم نشاندند.
و سلام بر خیل عظیم شهدای جاوید زنده 24 حوت و همه شهدای پاكباز انقلاب اسلامی ... بر ارواح طیبه قافله ملیونی شهیدانی كه طلسم افسانوی قدرت باطل را در هم شكستند ، و با قطره قطره خون پاك خویش ، لحظه به لحظه تاریخ شكوه مند این مبارزه را بار ور ساخته و بر پیكره بر خواب رفته یك ملت ، روح مقاومت و عصیان دمیدند.
و بالاخره سلام بر وحدت ...سلام بر شهادت .... و سلام بر پیروزی .. این سه گلواژه فرهنگ "جهاد" كه همه در 24 حوت ، در آن روز خدا (ج) ، زمین و آسمان شهر شهیدان ، هرات باستان را چه زیبا آذین بسته بودند ، و چه زیبا ، برای فردا های جهاد ، كه آبستن نبردی بی امان و لا ینقطع با سلسله جنبانان جاهلیت كمونیزم است ،الگوی بی مثال به تصویر كشیدند ، كه جهاد جز با وحدت ، جز با شهادت ، شاهد پیروزی را در آغوش نخواهد كشید و این شعاریست كه 24 حوت ، در مطلع انقلاب ، آنرا بر سر فصل دیوان خونین این مبارزه ، به مبارزان و قیام گران هدیه كرد...
در آنجا و در آنگاه ، كه سایه ظلمت ، همه جا درون هر خانه و هر قریه و هر كوی و برزن ، خیمه گسترده بود و غداره بندان نظام كفر دنیای آزاد و با صفای خلق خدا را به ظلمات قیرگون كفر آغشته بودند و آوای شوم اسارت و استبداد چون كابوسی هولناك در سكوت سهمگین بیداد حاكم ، ایمان زوال ناپذیر مردم به پروردگار حق و آزادی از ذره ذره احساس های سركوب شده و اراده های اسیر باروت انفجار را آرام آرام آماده میساخت. مردم با زبان بی زبانی در اوج جوّ خفقانی كفر چه خوب برای روز میعاد همدیگر را می پائیدند. روح ها و جان ها و دیده ها با چه فصاحت و بلاغت اعجاب آمیزی با هم مفاهمه و مكالمه میكردند... این جا در درون این ستم آباد كه همه زبانها را بریده اند و همه قلم ها را شكسته اند و همه آزادی ها را به بند كشیده اند ، تلاقی نگاه ها و مخابره ارواح است كه چه زیبا و چه رسا ، نقش زبان و قلم را بعهده میگیرند. تو گوئی زمین وآسمان و چهره غبار غم گرفته در سوگ نشسته شهر و آن گلدسته ها و ایوان های بلند و آسمان سای مسجد جامع بزرگ ... آن برج های در هم تكیده ارگ اختیارالدین ... مناره های سر بفلك كشیده قامت افراشته حزین ... با دیدگانی پر از توقع و انتظار به تو مینگرند . توگوئی كه تاریخ در سیمای سالخورده ، در هم فرورفته كهندژ آزادگان با تبسمی تلخ بسوی تو خیره شده است و صحنه ها و كار نامه های بیاد ماندنی مبارزات نیاكان و اسلافت را د ربرابر دیدگانت مجسم میسازد ... پنداری كه پیر هرات از ورای بلند ایوان مزارگاهش و مولانای جام در زیر آن رواق پر از گنجینه حكمت و عرفان و رازی از ورای هزاران راز و هزاران ایما با دیدگانی سر زنش بار ترا مینگرند. تو گوئی همه آفاق همه طبیعت همه هستی ، بتو چشم دوخته اند... پنداری همگان در ورای این همه نگاه های معنی دار و الهام بخش و حركت افرین و تهیج كننده خود از تو میپرسند... كجا ...؟ چه وقت ..؟ و در كدامین میعاد...؟
وچنین است كه همه نگاه ها در هم می غلطند ... همه ارواح در هم می آمیزند... همه دلها با یك طنین واحد در هم می طپند ... اینك ... اینجا... اینجا... در میعاد گاه 24 حوت همه با هم همه موج همه طوفان همه عصیان ، همه فریاد ... نه من و نه تو و نه او ، همه "ما" ... و بدین سان لحظات موعود فرا میرسد و شراری مقدس از خشم و كین مومنان ، به یكباره بر خرمن باروت می جهد ، و با یك انفجار عظیم ، برج و باروی سلاله ستم و الحاد را ، از بنیان بر می كند... انفجار ، انفجار بمب و گلوله نیست ، انفجار موشك و خمپاره نیست، انفجار ایمان و عقیده است ، انفجار احساس و اندیشه است...
آری!چنین است ... و چه چیز به 24 حوت شكوه و جاودانگی میبخشد ،چه چیز 24 حوت را سر مشق آزادگان و دریا دلان میسازد ؟ و آیا مگر غیر ازین است كه 24 حوت یك روز است مانند همه روز های دیگر...؟ 24 حوت را اگر از نظر زمان تقویمی ملاحظه كنیم یك روز است مانند همه روز های دیگر كه در آن آفتابی طلوع میكند و مردمی از خواب اعصاب بیدار میشوند ،و با خزیدن در لاك غفلت مجددا بخوابی دیگر فرو میروند و سر انجام باغروب آفتاب همه عمر آن روز پایان می یابد ، اما اگر این روز را از نظر زمان اجتماعی و نظام تاریخی و عقیدتی ملاحظه و تحلیل نمائیم می بینیم كه عظمت این روز ... وسعت و پهنای این روز به وسعت تاریخ است ، به بلندای همه ابدیت است ، طلوع آفتابی است ،ولی نه آن آفتابی كه طبیعت مادی را جان می آورد و گیاه و حیوان را به توان و دوران میرساند... بل آفتابی كه ظلمت كفر را از هم می درد ، بر كالبد متروك معنویت و ارزشهای مهجور و تنهائی حقیقت ، روح و روان می پاشاند... 24 حوت یكروز است ،روزی كه در آن از خواب بیدار میشوند ، اما نه آن بیداری عادتی ای كه همراه با تحریك سلولهای مادی ، سلولهای وجدان و شریانهای معنویت و و روحانیت و ایمان ، برخواب می رفت و در رخوت آباد دنیای دنی مهار حیات اندر كف نفس اماره بود، و انسانیت انسان در فریب آباد زمان پژمرده ... بیداری این روز بیداری حقیقت است ... بیداری شعور و وجدان یك ملت است ، بیداری شرف و عزت وآزادی و بیداری همه ارزشها و آرمانهای برین و متعالی است.
..............................
قیام حوت حركتی الگو است ، از آن نظر كه بدور از هر گونه گرایش ها و ثنویت های غیر خدائی است... از آن جهت كه مجرد از همه شائبه ها و خواستگاه های گروهی است... از آن جهت كه متحد است و یكپارچه ، از آن جهت كه هدف دار است و انقلابی ، از آن جهت كه تنها و تنها بیار ی پروردگار بزرگ (ج) متكی است... و بالاخره از آن جهت كه مقطعی و گذرا نیست و تداوم دارد و ... و كنون پس از گذشت ...سال از آن تاریخ ، خون 25 هزار شهید راه خدا در رگ رگ فرزندان این ملت ،و در شریان تاریخ مبارزات حق همچنان در جوشش است.و از فواره تنومند انقلاب هر روز بر سینه ستبر دشت ها و دره های قهرمان پرور وطن اسلامی بیشتر بال و پر می گستراند و بر فراز سنگر های عظیم انقلاب كه به وسعت همه پهنای سرزمین آزاده ماست .
نسیم هماره عشق و شور و حماسه و مقاومت را هدیه میكند ... و به سخن قرآن همچون شجره طیبه را می ماند : " اصلها ثابت و فرعها فی السماء " و اخیرا 24 حوت افسانه بدون پیام و حركتی بدون الهام نیست و دردمندان و عارفان و سالكان ره نیكو دانند كه 24 حوت چیست... و یاران روز میثاق و علم بدوشان روز وثاق آنها كه گرما بخش عرصه كار زار اند و آرایش گرم میادین افتخار ... اكنون خودمیدانند ،كه چقدر نیازمند الهام و پیام های 24 حوت اند و دشمنان این ملت باید پیام 24 حوت و همه یوم الله های بزرگ انقلاب ما را دریافت نموده باشد كه آن جز یك پیام نیست ... آن این است كه : « و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون».
|