.

چشم اندازی بر شش جدی 1358

نوشته : ا .ر. روشن از كابل
شنبه 5 جدی 1383


شش جدی 1358، تاريخ ورقگردانی سرنوشت افغانستان و نقش بستن تقويمی ديگر در تاريخ سياسی – نظامی منطقه و جهان بود. در اين روز، ارتش سرخ شوری وقت، پس از جنگ جهانی دوم، بزرگترين نمايش قدرت خود را در قلب آسيا با فرستادن دهها هزار سرباز با تسليحاتی پيشرفته به اجرا گذاشت.

در سطح ملی، مردم افغانستان، پس از عقب راندن نيروهای انگليس در نيم قرن گذشته، اينک با تجربه ديگری از اشغال سرزمين شان مقابل شدند و با دو سوال بزرگ مواجه شدند: "آيا نظام سياسی، با تکيه بر نيروی چنين بزرگ، از خارج کشور، خواهد توانست در کشور استوار گردد؟"، و "آيا جنگ ميهنی يا جهاد، در برابر چنين نيرويی، کارايی درهم شکستن چنين نظام تحميلی را خواهد داشت؟" داوری قاطع و پاسخی دقيق به اين دو پرسش، در سطح ملی و بين المللی، با ابهاماتی همراه بود. از يک سو برای اتحاد شوروی ، مرز مشترک طولانی با افغانستان می توانست زمينه مناسبی برای تامينات لوژستيکی با هزينه کمتر و افزايش سرعت عمليات، البته بدون درنظر داشت پيچيدگيهای سياسی، و از سوی ديگر، کوهستانی بودن افغانستان و خصلت آزادمنشی افغانها، زمينه خوبی بود برای جنگهای نامنظم به نفع مخالفان حاکميت سياسی تحميلی و مقابله با اشغالگران باشد.

و اما انکشافات اوضاع سياسی- نظامی افغانستان، برای هر دو طرف جنگ، دشواريهای زيادی را به همراه داشت. روسها در سطح بين المللی در موقعيت ناخوشايندی قرار گرفتند و در واقع با بن بست سياسی مواجه شدند، هر چند در داخل کشور، از وضع برتر نظامی با توجه به امکانات و تجهيزات پيشرفته، به ويژه هوايی بهره ور بودند. برخلاف مجاهدين در داخل کشور، هميشه با کمبود ابزار لازم جنگی و امکانات تدارکاتی جنگ را پيش می بردند، اما برخلاف اتحاد شوروی در سطح بين المللی از موقعيت ممتاز سياسی برخودار بودند. اين ضعف و قوتها به نحوی در سرنوشت جنگ تاثيرگذار بود که موجب طولانی شدن جنگ شد. رفته رفته جنگ برای مجاهدين که جنبه عقيدتی داشت، سبب سرسختی و مقاومت روز افزون شان شد، به طوری که روز به روز، آنها به پيروزی در مقابل ابرقدرت وقت باورمند تر می شدند، اما در مقابل، جنگ برای اتحاد شوروی که سربازان شان کم کم ناحق بودن آن را درمی يافتند، و نيز دشواريهای جدی سياسی در سطح بين المللی اين ابرقدرت را منزوی ساخته بود، رفته رفته رهبران شوروی را به رسيدن به اهداف از پيش تعيين شده، کم باور می ساخت و همين انکشاف در جريان دو جهت، روز به روز موقعيت دولت کمونيستی کابل را متزلزل و روحيه صفوف اعضای حزب حاکم را تضعيف می کرد.

تجربه اشغال افغانستان توسط شوروی، نشان داد که در جنگ، ابزار پيشرفته نظامی نمی تواند عامل صد درصد تعيين کننده باشد. از خودگذری و ايثار، به ويژه آن زمانی که ملتی به اشغال تن در نمی دهد، می تواند بُرندگی خاصی داشته باشد. شکست شوروی در افغانستان نشان داد که انگيزه های دينی در چنين رويارويی، می تواند نقش حتمی در خنثی کردن حرکتهای هرچند بزرگ نظامی داشته باشد که ريشه در محاسبات مادی دارد.

هرچند در دوره اشغال، افغانستان با دادن صدها هزار معلول و شهيد، و از دست دادن زيربناهای اقتصادی، متحمل سختيهای بزرگی شد که جبران آن نيازمند دهها سال تلاش و کوشش است، اما در شناساندن افغانها، به مثابه مردمی آزاديخواه، در سطح جهانی خود می تواند دستاوردی با اهميت در دل تاريخ باشد که در هويت بخشيدن ملتها قابل سنجش است.

چهره های شناخته شده ملی و بين المللی، چون احمدشاه مسعود در يک سو، و اميرمحمد اسماعيل از ديگر سوی کشور، به مثابه الگوهای ماندگار تاريخی در مبارزات آزاديخواهانه ملت ما، می تواند افتخارات ديگری باشد که در سيمانگاری چهره های بارز تاريخ ساز، در خور ستايش و تحسين است.

هرچند در کنار اين دو سيمای ماندگار جهاد و مبارزه، فرزندان زيادی را می شناسيم که حماسه آفريدند، اما اهميت اين دو چهره، بيشتر از آن جهت در حافظه تاريخ نقش خواهد بست که در رهبری سالم، کارآمد و موثر در جنگهای غيرمنظم، توانستند نسلی از ايثارگران را ، به سمتهايی هدايت کنند که سرانجام، پيروزی بزرگی به درازنای تاريخ را بر صفحه جهاد و مبارزات خونين مردم آزاديخواه افغانستان رقم زنند که پرداختن به ابعاد نظامی اين شگرد آفرينان، نياز به پژوهشهای علمی و درازدامن دارد که اين نبشته مجالی برای پرداختن به چنين متن و حاشيه هايی نيست.



Free Counters
There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.

© 2004 - 2007 Hambastagi.com, All right reserved.

Now
7 days Report of visitors