مژده ايدل كه مسيحا نفسي مي آيد
محمد نعيم كبير - كاليفورنيا
نشريه اميد شماره 416
هر هفته با خيانت و توطئه آغاز ، با كشتار و وحشت و بربريت ادامه پيدا نموده و با رسوايي و سياهرويي و بدنامي و بربادي پايان مي يابد. توطئه، كتمان حقايق است از مردم و با دشمنان مردم رسيدن است به يك توافق وقتي عاليترين ارزش ها كه آزادي و ناموس و عنعنات و تاريخ مردم است مورد معامله قرار ميگيرد. برخورد مردم با آن قاطعانه و پايان ناپذير است و فتنه انگيزان ناگزير مي شوند دست به كشتار ها يازند و اهليت و انسانيت را به وحشت و بربريت تسليم نمايند تا مقاومت مردم را موقتا درهم شكنند
فتنة طالبان با اسرار پشت پرده و امير پرده نشين زاده شد و شهرهاي كشور با بادكردن دالر هاي باد آورده تسليم ناپاكان شد. مجاهدين راستيني كه درجهاد كبير سرافراز وپيروز به در آمده بودند، يا جام شهادت نوشيدند و يا اسير و زنداني سياهدلان شدند و يا تنها در ميدان معركه باقي ماندند . شاد باد ارواح آن شهدايي كه بر ضد فتنه انگيزان برخاستند و در اهتزاز باد درفش پر افتخار آن مجاهداني كه با وجود شكنجه و زندان و تخويف ، در پاي خوكان سر نسائيدند0 و چون كوه استوار باقي ماندند و امروز دوباره به صف پر افتخار مقاومت ملي مي پيوندند و زنده و جاويد باد مقاومت ملي كه هرچه هست نتيجة پيكار قهرمانانه آنهاست
امير اسماعيل خان ، آن رادمرد جهاد و آن مدبر بي مانند، آن متقي راستين كه سه سال قبل توطئه ناجوانمردانه اي او را به زندان ملا عمر قندهاري انداخت، امروز دو باره فرياد بلند مي كند و مژده پايان كار طالبان را ميدهد0 پايان آن توطئه ها و آن وحشت ها و بربريت ها را كه با رسوايي و سياهرويي و بدنامي و بربادي همراهست
مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد.
مسيحايي كه از دم گرمش به دلهاي سرد و مايوس و به ياران و سنگر دارانش تفحة زندگي دوباره را نويد مي دهد و مژده آمدن اين مسيحانفس براي رهبري مقاومت ملي، كه سالهاست با جاهلان و ابلهان، و با شياطين دوران، به تنهايي به نبرد دوران سازي مصروف است بسي گرامي است
آنطوريكه با از دست رفتن ولايات غربي پاي بيگانگان به سرزمين هري و ساير مناطق كشور بازشد و آنطوريكه با زندان انداختن اسماعيل خان تپش و تلاش مجاهدين در آن خطه باستاني با تاني و توقف همراه گرديد، امروز با آزادشدن او رهايي آن سرزمين از اسارت و تاريكي نزديك شده مي رود به راستي كه گفته اند سالي كه نكوست از بهارش پيداست
اسماعيل خان در نبرد پاك در مقابل غول كمونيسم، چهره برازندة خود را آشكار نمود و براي پيروزي آن از نقد جان مايه نهاد و شب و روز سنگر به سنگر و كوه به كوه و وادي به وادي به دلجويي و حمايت مجاهدين همت گماشت ، چند سال هم به حيث امير حوزه جنوبغرب در راه بازگشت آرامش و عمران و آبادي مجدد خرابه هاي جنگ و براه انداختن اقتصاد راكد آن خطه مصروف گشت در اين كار توفيق بزرگي را نصيب شد
در همين سالهاي حزن انگيز بود كه براي خوابانيدن فتنه هاي تازة غولاني كه خواب بلعيدن كشور ما را در سر مي پرورانيدند ، دست بكار شده شوراي بزرگ هرات را تدارك ديد و به هر ديار و به هر يار و دوستدار كشور قاصد و پيغام فرستاد و مجلس آراي آن گردهمايي تاريخي شد اگر آن فيصله ها و آن تعهد ها در عمل پياده مي شد، امروز بجاي زندانها، مكاتب باز مي بود و به جاي بيگانگان بر سرزمين ما فرزانگان حكومت مي كردند و حيثيت و آبرو و نام نيك كشور ما در جامعة بين المللي خدشه دار نميشد ولي افسوس كه آن تعهد تاريخي به زودي فراموش شد و فتنه انگيزان و توطئه كاران موقتا بر بخش بزرگي از كشور سيطره شيطاني خود را پهن نمودند و سنگرداران دلير به تنهايي در جبهه مقاومت ملي باقي ماندند
امروز با مژده آمدن اسماعيل خان ناز پروردگان تنعم غرب و شرق انگشت حيرت بدندان مي گزند و بر دل هاي شان ترس و دلهره مستولي ميشود زيرا مي دانند كه اسماعيل خان از تبار آن جوانمرداني است كه همانطوريكه با حبس و شكنجه نتوانستند او را مطيع و راضي نمايند، با وعده هاي ديگر هم در تصميم او براي رهايي كشور از چنگال ناكسان ، خللي وارد نخواهند كرد به زودي از كنج و كنارشهر باستاني هرات نعره هاي تكبير الله اكبر طنين انداز خواهد شد و ديري نخواهد پاييد كه غلام زادگان از آن وادي مردخيز به بدنامي ورسوايي پا به فرار نهند
گرامي باد مقدم مباركت اسماعيل خان! كه با آمدنت دلهاي دوستان را شاد و خاطر دشمنان را پريشانتر نموده و با ياد آوري كمك و رضايت هلمندي ها و قندهاري ها در رهايي از زندان آي اس آي ، آن خاطرات تلخ را دو باره به ياد ما دادي كه روزي گفته بودي كه قندهاري ها و هلمندي ها بودند كه جبهه را شكستند و فرار نمودند و باعث بدبختي و فلاكتهاي بعدي شدند امروز بازگشت آنها به سوي حقيقت و پشيماني آنها از همكاري با طالبان پاكستاني و معاونيت آنها در اين رهايي، خود مقدمه ميموني براي انجام كار اين سيه دلان است
فتنة طالبان هم به زودي در ميهن پرشكوه ما مزة تلخ شكست را خواهد چشيد و فتنه انگيزاني كه اكنون سخت پشيمان اند و مايوس و رسوا و بدنام با خجلت و سرافگنده به سوي سند و پنجاب و جاهاي نامعلوم ديگر پا به فرار خواهند نهاد و طالباني كه اكنون لرزش اين رسوايي را در وجود خود احساس مي كنند بقيه عمر را با خواري و ذلت سپري خواهند نمود
|