.

! هموطنان گرامی

حركت جبهه صلح در اپريل سال 2001 تحت رهبري امير محمداسماعيل خان تاسيس و كار عملي آن در جهت مبارزه با طالبان در ولايت غورات آغاز شد . متن کامل نقطه نظرات جبهه مذکور که از کتاب سردار آریا اقتباس گردیده ذیلا جهت مطالعه خوانندگان عزیز تقدیم میگردد


بسم الله الرحمن الرحيم

نقطه نظرات حركت جبهه صلح افغانستان
در مورد شرايط كنوني و آينده كشور

سیزدهم اپریل 2001

از آنجائيكه ارزش هاي ديني و مذهبي و علايق ملي و عنعنوي مردم مسلمان افغان بخاطر منافع و اهداف نا مقدس و غير موجه بيگانگان و اجانب خدشه دار گرديده و مصالح علياي فردي، ‏ملي و دولتي افغانستان و امت مسلمان آن پايمال آرزو هاي غرض آلود يكعده قاچاقچيان و دهشت افگنان بين المللي شده است ، ايجاب مينمايد كه شخصيت ها و جريان هاي آگاه كه چهره و هويت سالم اسلامي و ملي دارند بمنظور دفاع از دست آورد هاي چهارده سال جهاد مقدس ، استقلال، آزادي، تماميت ارضي، حاكميت و اتحاد ملي ، حقوق و آزاديهاي مثبت و بر حق مردم كه همه و همه ريشه هاي عميق تاريخي و اعتقادي دارد، بپاي خواسته و با نيروهاي مقاومت كه دفاع از اساسات و ارزش هاي ديني و ملي را در برابر هرگونه مداخله خارجي، خصوصيت فطري و جبلي باشندگان اين مرز و بوم آزاده و حماسه ساز ميدانند همگام و همنوا گردند و بمبارزه برخيزند.

دشمن مرموز و لي شناخته شده باالوسيله عوامل خريده شده و يافريب خورده با آگاهي كامل از ساختار اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي ما توانسته است كه مرام هاي شوم خويش را در افغانستان پياده نمايد و آنرا در زير پوشش حلقات و جريان هائيكه با ادعاي داشتن هويت ديني و ماهيت ملي صحنه سازي مينمايندبصورت عوامفريبانه پي ريزي و قالب بندي كرده و به بهره برداري هاي فاسد و ناشايست خود ادامه بدهد.

پُر واضح است كه اين دشمن زير لواي اسلام و چتر دين ناجوانمردانه بر افغانهاي اصيل وافغانستان تاخته است و افغانستان ، خانه و كاشانه تاريخي چندين هزار ساله ساكنين اين ديار را به مركز عمليات و پايگاه تربيوي دهشت افگني آدم كشان حرفوي و حوزه توليد و توزيع مواد مخدر قاچاقچيان بين المللي تبديل نموده است. امروز عده زيادي افغانهاي مسلمان ، اصيل و آگاه از كشور آبائي واجدادي شان به انواع حيل و ترفند ها رانده شده اند و در عوض يكعده افراد و دستجات مشكوك و ناشناخته و مرموز كه در هيچ گوشه و كنار جهان حتي در زادگاه هاي خويش هم سر پناهي و خوابگاهي ندارند در افغانستان در بارگاه ها و قصر ها بر اريكه قدرت تكيه زده و بر مسند عشرت آرميده اند، گوئي افغانستان باز اشغال گرديده و افغانها از نو به اسارت كشيده شده اند و بيگانگان بر آن مسلط گرديده اند و با سرنوشت كشور و مردم آن بازي مينمايند.

روي همين زد و بند هاي مخفيانه و شيادانه دلالان و معامله گران استفاده جو و طالبان قدرت است كه يكعده سردمداران مطلق العنان در افغانستان بقدرت ميرسند و به شيوه نظامهاي ديكتاتوري و استبدادي زير عنوان شعاير اسلامي و ملي بي باكانه و جابرانه بر مردم حكمروائي مينمايند و براي توده هاي مليوني مردم مستحق و شخصيت هاي سالم مسلمان و افغان كه در برابر ملت و كشور و آينده شان واقعاً احساس مسئوليت دارند به هيچ نحوي حق و فرصت داده نميشود كه در حصه تعيين سرنوشت خود ها سهم داشته و تصميم اتخاذ نمايند. در رابطه به تذكرات فوق براي روشن شدن بيشتر مطلب لازم است كه مختصر توضيحي راجع به هويت ، تركيب و منابع تمويلي اين نيروي مسلط برافغانستان داده شده و بعداً در سطح قدمه هاي بالائي و تصميم گيرنده و اهداف قصيرالمدت و طويل المدت حلقات رهبري مرموز شان ارزيابي صورت گيرد.

: الف: تركيب و هويت اين نيرو عبارت است از

1

عمدتاً يكعده افغان ها ی مربوط به قوميت پشتون و خارجي ها به شمول برخي افراد محدود مربوط به ساير اقوام و قبايل

2

يكتعداد افغان ها و خارجي هاي وابسته به نهضت هاي خشونت گرا و افر اطي

3

بخشي از دهشت افگنان و آدم كشان حرفوي بين المللي .

4

عده از قاچاقچيان اسلحه و بخصوص مواد مخدر بين الملي.

5

تعدادي از اشخاص صاحب قدرت و نفوذ در سازمانهاي جاسوسي، امنيتي و اداري داخلي و خارجي.

: ب : منابع تمويلي و تجهيزي آن عبارت است از

1

منابع ناشناخته خارجي.

2

عوائد سرشار فروش مواد مخدر، اسلحه، آثار عتيقه و مواد قيمت بهاي معدني و باستاني افغانستان.

3

عوائد ملي افغانستان كه جبراً در خدمت اين نيرو كشانيده شده است.

ج : هسته رهبري، قدمه هاي تعرضي و اجرائيوي، اهداف كوتاه مدت و دراز مدت اين نيرو

1

هسته رهبري اين نيرو، مرموز و ناشناخته به نظر ميرسد ولي نتايج حاصله از فعاليت ها و عمليات آنها دليل بر اين است كه بايد گروهها و اشخاص وارد و كار آگاه و آزموده و صاحب قدرت و صلاحيت در ساحه بين المللي و همچنان كشور هائيكه دولت هاي شان دامنه تشنج در منطقه را به دلايل خيلي زياد به نفع خود و راه رسيدن به اهداف خود ميدانند و در عين حال گروه ا و اشخاص دست اندر كار فوق را قوياً حمايه و پشتيباني و همراهي مينمايند، در سر حلقه تصميم گيري هاي اين نيرو و در سطح رهبري آن قرار داشته باشند

2

قدمه هاي اجرائي و تعرضي اين نيرو بيشتر متشكل و مركب از اشخاص و گروه هاي است كه در فقره الف از آن نام برده شده و درين رابطه نكته قابل توجه اين است كه حلقات اصلي و اساسي در سطح رهبري اين نيروهاي شيطاني و مرموز توانسته است در شرايط فعلي سردمداران ملكي و نظامي پاكستان را به شكلي از اشكال و شايد زير عنوان منافع ملي پاكستان و شايد بهره بر داريهاي شخصي و فردي تحت تاثير قرار داده و آنها را بحيث عامل اصلي و تنها مداخله گر و صاحب غرض اصلي در مشكل قضيه افغانستان بجهان و جهانيان معرفي نمايد و بدان وسيله چهره اصلي خود را در پرده ابهام قرار دهد كه عدم ثبات سياسي در پاكستان و مداخله مستقيم آن در امور افغانستان ناشي از همين طرز تلقي خواهد بود. و گر نه اقتصاد واژگون و كمر شكسته پاكستان و دولت هاي سست پايه و محكوم به انقراض آن، چه درگذشته و چه در حال موجود كه علماي سياست و دولت مردان ناظر بر اوضاع و شخصيت هاي خبير و دانشمند آنرا بدرستي مشاهده مينمايند، توان تحمل بار گران اين همه مصارف گزاف جنگ را در عرصه سالها به هيچ نحو نداشته و از عهده آن بر آمده نميتواند. موضوع مهم ديگريكه در همين رابطه قابل تذكر و يادآوري است و ميتواند بحيث عامل قابل انديشه در آينده افغانستان و پاكستان و حتي منطقه موثريت داشته باشد همانا مسئله تربيه وآموزش نوجوانان افغاني و پاكستاني بخصوص آن نوجوانانيكه در مصيبت جنگ هاي دوامدار خانه و كاشانه هاي خود را از دست داده ، بدون سرپناه در محروميت مطلق بسر ميبردند و مي برند ميباشد. اين قشر مليوني نوجوان يتيم ، محتاج و پر عقده سالها است كه در مدارسي كه در حاشيه سرحد بين افغانستان و پاكستان بنام هاي گوناگون با تركيب جملات و كلمات عربي تاسيس گرديده و منابع مالي و پولي آنها هم مجهول است و هم مرموز و مبهم، در حاليكه از يكطرف تحت آموزش خشونت گرائي ديني و مذهبي قرارداده شده اند از طرف ديگر در عين زمان زير تربيه نظامي و چريكي نيز قرار گرفته اند و چنين تلقين گرديده اند كه بايد آماده جهاد مقدس باشند. با اذعان ميتوان گفت كه عين جريان همين اكنون در داخل افغانستان هم با وسعت و امكانات اضافه تري وجود دارد و چنانكه واضح ومشهود است در جنگ موجوده و جاري افغانستان از اين نيرو بخدمت گرفته شده و كار آئي قابل ملاحظه از خود نشان داده اند.

3

اهداف كوتاه مدت اين قوت، ايجاد تشنج و جنگ در كشور هاي جهان سوم و مستضعف با استفاده از انگيزه هاي مذهبي، فرهنگي، ملي و امثال آن بوده، از آن طريق سعي مي ورزد تا حكمروايان غير مسئول و مستبد و و ابسته در صحنه تبارز نمايند و يا جنگ هاي داخلي توسعه و ادامه پيدا نمايد چه در هر دو صورت با عدم موجوديت حكومت يا حكومات مستقل و آزاد و مسئول به آساني كشور هاي مورد نظر به صفت حوزه بهره برداري هاي اقتصادي و منطقه اعمال نفوذ نظامي و سياسي اين قدرت قرار گرفته و تابع اراده آن خواهند بود. كه ما بالفعل اين حالت را در شرايط فعلي افغانستان و پاكستان مشاهده مينمائيم. اين دو كشور در حال عدم ثبات سياسي و سروالي حكمروايان غير مسئول و و ابسته، به مركز تربيه دهشت افگنان و آدم كشان بين المللي و حوزه كشت و قاچاق مواد مخدر و اسلحه و غيره به نفع همچو يك نيروي مرموز كه در واقع يك امپراطوري مخفي و زير زميني است تبديل گرديده است.

4

اهداف دراز مدت اين قدرت ايجاد تشنج و جنگ در سطح جهان اسلام و دنياي آزاد و تخريب اين هردو محور فكري و اقتصادي ميباشد. شكي نيست كه فلسفه و انديشه اسلامي با داشتن مميزات و مواصفات عالي خود به صفت گره گشاي اكثر مشكلات و عقده هاي اجتماعي جهان امروز شناخته شده و در متمدن ترين كشور هاي اين جهان پهناور خاصتاً دنياي پيشرفته غرب روزي نيست كه نوجوان يانوجواناني بدين مقدس اسلام مشرف نگردند، اين پذيرش جنبه تبليغاتي و يا اجباري ندارد. صاحبان مفكوره هاي عالي و انديشمندان با پي بردن به حقيقت تعالي عرفان اسلامي و مفيد و مثبت بودن آن با صفا و رضاي ظاهري و باطني به اسلام روي مي آورند، بناءً شكي نيست كه آنهائيكه در برابر انديشه و فلسفه اسلام ياراي مقاومت ندارند و در دراز مدت خود را در مقابله با جهان بيني و جهان پذيري انديشه والاي اسلام زبون و ذليل و موجه با سقوط احساس ميكنند، تلاش مي ورزند با طرح بر نامه ها روي اهداف خود خواهانه و دراز مدت اسلام را توسط خود مسلمين با ايجاد جنگهاي داخلي ، ذات البيني، منطقوي و شايد جهاني حد اقل منفور و حد اكثر يا در نهايت به سقوط بكشانند. جنگ جهان اسلام و دنياي آزاد به نفع آنهاي تمام ميشود كه با تخريب اين هر دو محور ميخواهند برجهان بصورت يكه تاز حكمروائي و فرمانروائي داشته و خود را تنها وارث خلافت بر حق اين كره خاكي معرفي و تلقي مينمايند.

د : نا رضايتي ها و نهضت هاي مقاومت

با آنچه گفته آمد و نظر به عدم موجوديت يك حكومت عادل و دولت مردمي و مترقي اسلامي و ملي نظر به تحميل نيروهاي مستبد و جابر و عقب گرا و متعصب كه حقوق و منافع بر حق فردي و اجتماعي مردم را ناديده گرفته و اميال و انديشه هاي شخصي و گروه خاص را بر ملت و امت محروم تحميل ميدارند انزجار و اعتراضات همگاني در هر گوشه و كنار كشور ما دامن زده شده و هسته ها و حلقه هاي مقاومت در حال تشكل و جمع بندي وسيعاً گسترش مي يابد كه بدين روال و مبتني بر تاكيد حصول حق آزادي و خود اراديت ملت و مردم مسلمان ما " جبهه حركت صلح " با تركيبي از نيروها و شخصيت هاي متعهد مذهبي، جهادي و ملي به قيادت مجاهد في سبيل الله محمد اسماعيل خان بخاطر تامين صلح و امنيت دائمي عدالت و تعالي مادي و معنوي سرتاسري و استقرار يك حكومت اسلامي با ثبات و تحكيم پايه هاي ملي و مردمي مبتني بر اراده آزاد مردم مسلمان افغانستان وظيفه و وجيبه ديني و ملي خود ميداندكه نهضت مقاومت و مردم آزاده و مسلمان افغانستان را در صحنه مبارزه تا زمان پيروزي حق بر باطل قوياً حمايه نموده و عملاً از هر جهت پشتيباني نمايد.
شعار اين جبهه در قدم اول حل قضيه و همه مشكلات ذات البيني افغانها از مجاري صلح و مفاهمه ميباشد و از طريق و مجرائيكه صلح عادلانه كه بتواند حقوق برابر همه اقشار ملت واحد افغانستان را تضمين و تامين نمايد استقرار يابد طرف تائيد و حمايه جبهه قرار خواهد داشت.
تلاش هاي ملل متحد بمنظور تاسيس يك حكومت موقت و عبوري و كانفرانس كشور هاي اسلامي بخاطر تامين صلح و امنيت در افغانستان قابل توجه و قدر دانيست ولي متاسفانه كه تا حال آنرا نا كافي و حتي ناكام يافته ايم.
جلسات روم بخاطر تدوير لويه جرگه و تاسيس يك حكومت يا دولت وسيع البنياد ملي نظر مثبت و برازنده تلقي ميگردد اما عملاً موثريتي از آن بملاحظه نميرسد.
گرد هم آئي قبرس بخاطر حل قضيه افغانستان نيك و با ارزش است و لي تا حال نتيجه مثمر و موثر نداشته است. وضع تحريم هاي ملل متحد بالاي طالبان ضربه است كه بيشتر متوجه مردم مستضعف افغانستان بوده كه دامنه فقر و بيكاري را هر چه زياد تر گسترش ميدهد وفشار آن باعث ميگردد كه مردم هرچه اضافه تر بخاطر تامين معيشت بدور گروه هاي در گير جنگ متمركز گردند و سلاح بردارند، از طرفي اينگونه تحريم ها بالاي توليد و قاچاق مواد مخدر كه عمده ترين منبع تمويل طالبان به شمار مي آيد هيچگونه تاثيري نداشته بلكه بصورت غير مستقيم سطح توليد و قاچاق مواد مخدر را زياد بر افزون بلند برده و باعث ازدياد قدرت مالي و جنگي طالبان خواهد گرديد.
حملات نظامي به منظور دفع و طرد نيرو هاي تروريستي بين المللي در قلمرو افغانستان از طريق هر قدرت خارجي كه بدون فيصله و نظر ملل متحد صورت بگيرد تجاوز بر حريم كشور تلقي مي گردد و موجب انزجار ملي است . در عوض اين مامول ميتواند از طريق جامعه بين المللي با حمايه مشروع نيروهاي سالم مقاومت افغاني كه ريشه مردمي داشته باشد بصورت موجه انسجام داده شده و در عمل پياده گردد.
ما معتقديم كه بخاطر تامين صلح و امنيت در سراسر افغانستان با موجوديت شرايط جاري و حاكم در كشور و منطقه در مرحله اول بايد در افغانستان يك منطقه صلح با ضمانت اجرائي شوراي امنيت ملل متحد تاسيس گردد كه اين مامول از دو طريق برآورده شده ميتوواند:
اولاً با اعمال فشار بين المللي بخصوص از طريق ملل متحد و كنفرانس ممالك اسلامي نيروهاي جنگ طلب بايد وادار گردند تا در حصه تاسيس يك منطقه صلح در افغانستان به موافقه و مفاهمه برسند.
ثانياً در صورتيكه طرح فوق عملي تلقي نگردد ايجاب مينمايد كه در داخل كشور در مساعد ترين ساحه و منطقه كه داراي امكانات و تسهيلات موثر اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي و جغرافيائي باشد به همكاري همه جانبه داخلي و خارجي مناطقي آزاد گرديده، از تحت تسلط و نفوذ نيروهاي جنگ طلب و مطلق العنان خارج ساخته شود و به صفت حوزه صلح شناسائي گردد و قويا در سطح بين المللي و خاصتاً از طرف شوراي امنيت ملل متحد حمايه گردد.
ما با اذعان اظهار عقيده ميكنيم كه نظر به ساختمان اجتماعي، فرهنگي و امكانات اقتصادي و موقعيت جغرافيائي و سابقه جهادي و اداري البته حوزه جنوب غرب ميتواند موثر ترين و بارز ترين نقطه عطف توجه قرار گيرد. چنانكه در سالهاي 1992 تا 1995 در حاليكه مركز كشور در آتش جنگهاي خانمانسوز نيروهاي مختلف ميسوخت ، حوزه جنوبغرب لقب وادي صلح را كماهي كرده و تلاش هاي دامنه داري را به جهت تعميم و تامين صلح در سراسر كشور دنبال مينمود و روي همين مساعي طرح صلح پيشنهادي اين حوزه با شركت شحصيت هاي نامدار و شناخته شده سياسي ، اجتماعي و جهادي داخل و خارج كشور در سال 1994 دست هاي غرض آلود و پاهاي نابكار دشمنان صلح و آزادي افغانستان را بلرزه انداخته بود كه با تاسف سر انجام به سقوط هرات در تابستان 1995 منجر گرديد و در واقع عمده ترين عامل سقوط هرات در لابلاي همين جريانات ارزيابي شده ميتواند. چه دشمنان صلح و آزادي بخاطر خنثي نمودن فعاليت هاي صلح جويانه حوزه جنوب غرب عجولانه تصميم به سقوط آن گرفتند و بد بختانه كه موفق هم گرديدند. هرگاه منطقه صلح در افغانستان از هر طريقي كه امكانات عملي آن متصور باشد بوجود آيد در صورتيكه اين منطقه صلح حايز مواصفات و شرايط ذيل باشد از يكطرف موثريت هاي قابل ملاحظه و چشم گيري را در قبال مردم رنجديده و ستم كشيده افغان خواهد داشت و از طرف ديگر در حصه پيشبرد روند صلح دائمي در كشور امكانات مثمر و موثري را ببار خواهد آورد.
1

ضمانت اجرائي همچو منطقه صلح و حمايت آن بايد از طرف شوراي امنيت ملل متحد تائيد و تصويب گردد.

2

صلاحيت و مسئوليت اداره همچو منطقه بايد به شخصيت هاي با اعتبار و با اعتماد و صاحب درايت و كفايت اداري و سياسي افغاني شناخته شده سپرده شود.

3

مساعدتها و كمك هاي مادي و معنوي جهاني براي افغانها و افغانستان درين منطقه تمركز داده شود.

4

بمنظور تامين و تعميم صلح و امنيت دائمي در افغانستان فعاليت هاي سياسي درين منطقه توسعه داده شده و براي تمام شخصيت هاي انفرادي، گروهي و تنظيمي حق اشتراك در فعاليت هاي سياسي بخاطر صلح در نظر گرفته شود.

5

تدارك تسهيلات و امكان توزيع امداد براي كليه مهاجرين عودت كننده و پناه گزينان داخل كشور در اين منطقه به حمايت مساعدت هاي بين المللي جداً مورد تعميل قرارداده شود.

6

مركز تعليمي و تربيوي و مراقبت صحي براي طبقات ذكور و اناث درين منطقه وسيعاً انكشاف داده شود.

7

تدابير امنيتي فردي و اجتماعي و امكانات حمايوي مادي و معنوي بطور خصوصي و عمومي بايد بصورت دقيق ارزيابي شده و مورد تطبيق قرار گيرد بخصوص در قسمت اشخاص و گروه هاي نا راض وابسته به طرف هاي درگير در جنگ كه به اين منطقه پناه خواهند آورد ميبايدتصاميم جدي اتخاذ و اقدامات عملي در نظر گرفته شود.

هرگاه همچو يك منطقه صلح با دارا بودن شرايط فوق در افغانستان ايجاد گردد شكي نيست كه از هر مگاه در حصه تامين صلح دائمي و امنيت سرتاسري در كشور موثريت چشم گير و قابل ملاحظه داشته و عرصه براي فعاليت مولدين ترياك قاچاقچيان مواد مخدر و آدم كشان بين المللي در افغانستان باقي نمي ماند و يك بار ديگر افغانستان آزاد و مستقل و اسلامي با افتخارات ملي و ديني بيشتري بعون الله تعالي چشم جهان و جهانيان را بخود معطوف خواهد داشت.

اگر اهداف و آمال مقدس ما بحمايه جهان بين ا لمللي و حامي حقوق بشر در امر تحقق و تامين صلح در افغانستان رنجديده بخواست پروردگار توانا برآورده ميگردد اهداف غائي و خواسته هاي اساسي اين جبهه در قبال آينده افغانستان عبارت است از:

1

تحقق حاكميت قرآن و تحكيم حكومت اسلامي و مردمي بتاسي از موازين فقه حنفي در افغانستان.

2

حفظ استقلال ، وحدت ملي و تماميت ارضي افغانستان.

3

حق تعيين سر نوشت مبني بر حاكميت ملي كه ناشي از اراده آزاد مردم افغانستان باشد.

4

حق تشكيل احزاب سياسي، اسلامي و ملي.

5

تعميم و تامين حكومت قانون و رعايت كرامت انساني و عدم تجاوز به حقوق مادي و معنوي مردم.

6

تعميم و تامين عدالت اجتماعي و حمايه حقوق اقليت هاي مذهبي، قومي، لساني و منطقوي.

7

حمايه و اشاعه حقوق و آزاديهاي طبيعي و خصوصي افراد.

8

استقرار و استحكام اداره و نظام وسيع البنياد مركزي و يا ايالتي متكي بر پايه هاي اساسي و عيني و ساختمان اجتماعي افغانستان.

9

رشد و انكشاف امور اجتماعي، فرهنگي و نشرات دسته جمعي مبني بر آزاديهاي سالم و مشروع اجتماعي و فردي .

10

رشد و انكشاف امور صحي و تعليم و تربيه بدون تبعيضات طبقاتي و جنسي.

11

رشد و انكشاف امور اقتصادي از طريق تشبثات دولتي و خصوصي و سرمايه گذاري هاي داخلي و خارجي.

12

تامين و تعميم مامور خدمات عامه ملكي متكي بر علويت واولويت تقوي ، تخصص و تعهد.

13

محكوميت كليه تشبثات و اقداماتيكه مصالح و منافع علياي كشور را بخطر مواجه نمايند.

14

طرد و دفع توليد مواد مخدر و قاچاق آن و مبارزه عليه جنايات قتل نفس بغير حق در سطح داخلي و خارجي.

15

حفظ خطوط اساسي سياست خارجي عنعنوي افغانستان مبني بر سياست بي طرفي فعال و مثبت ، رعايت حسن مناتسبات و احترام متقابل با ساير كشور ها و عدم مداخله به امور ساير دول.

16

حمايه از اعلاميه حقوق بشر و ساير فيصله هاي ملل متحد مبني بر ارزش ها ي اساسي و موجه انساني و پشتيباني از كنفرانس اسلامي.

اين جبهه اكيداً خاطر نشان مينمايد كه به منظور احياي مجدد يك افغانستان آزاد و مستقل و داراي حاكميت ملي مبني بر اهداف فوق تاسيس يك حكومت عبوري را كه بتواند بصورت مسالمت آميز قدرت سياسي را چه از طريق بر گزاري انتخابات آزاد عمومي و سالم و چه از طريق ائتلاف ها و مفاهمات سياسي به يك دولت با صلاحيت و مسئول قانوني ومردمي تفويض بدارد و زمينه تدوين يك قانون اساسي جامع براي آينده پا قدرت افغانستان آماده گردد، مورد حمايت جدي قرار ميدهد.

هرگاه اهداف فوق از طريق سياسي و مصالحوي بر اورده شده نتواند اين جبهه در حد توان نهضت مقاومت مردم افغانستان را مورد پشتيباني عميق قرار داده و قوياً از هر نگاه آنرا حمايه مينمايد و از تمام نهادهاي ديني ملي و سياسي تقا ضا ميكند كه همگام و همنوا به منظور پيروزي نهضت مقاومت و تعميل و تطبيق اهداف نهائي فوق كه ضامن سعادت و تعالي افغانستان آينده ميباشد از هيچگونه ايثار دريغ نورزند.

ما معتقديم كه افغانهاي مسلمان با ايمان و سلحشور و عقيده مند به آزادي و حريت كامل و زندگي شرافتمندانه كه اين خصايص را عاليترين مواصفات و شعاير ديني و ملي ملت آزاده و با عزت افغان ميشناسند در هر جائيكه باشند هيچگاه نهضت مقاومت را در مبارزه بر حق تنها نگذاشته و اين كشور و مامن خود افغانستان را از لكه ننگ و ذلتي كه دامنگير آن شده نجات بخشند و باز هم به جهان و جهانيان نشان دهند كه ملت واحد افغان جدا ناپذير و تجزيه ناپذير بوده، سر با غرور و با عزت خود را جز به پيشگاه پروردگار عز و جل كه معبود و مسجود ما است به هيچ آستان ديگري و به هيچ قيمتي خم نميسازند، يكبار ديگر با مشت پولادين و وحدت بينظير پيشاني معترضين را بخاك سائيده، افتخارات تاريخي بيشتري را بفرزندان و نسل آينده اين سرزمين به ميراث خواهند گذاشت.

و من الله التوفيق
بعون الله الاعظم الاكبر


Free Counters
There are currently : visitors online.
Powered by:
Online Count.

© 2004 - 2007 Hambastagi.com, All right reserved.

Now
7 days Report of visitors